ميرزا محمد حيدر دوغلات

758

تاريخ رشيدى ( فارسي )

در جنوب قرار دارند . كافريارى بايستى در منتهى اليه جنوب اين گذرگاه‌ها باشد و ساريغ‌ات با اندكى فاصله در جنوب شرقى واقع است . ( ر . ك : تركستان ، تأليف كستنكو ، ج 2 ، صص 67 - 66 . ) ( 585 ) . جيبه [ ج ب ] : زره لغت‌نامه ؛ جيبه‌دار : زره‌پوش ، كاملا مسلح ( م ) . ( 586 ) . قول : قلب ، قلب لشكر . در متن اصلى به صورت « غول » درآمده . ( م ) ( 587 ) . چاپقون : چابك سوار ، تحركات سريع . ( م ) ( 588 ) . مولجار و بودال : شايد به معنى احتياط و حركت پوشيده بوده باشد . ( م ) ( 589 ) . يسال [ ى ] : ميدان جنگ ، رزمگاه ، لشكر ، جناح لشكر . ( م ) ( 590 ) . سورهء البقره : آيه 18 ، 172 ؛ سورهء الانعام : آيه 39 . ( 591 ) . مغافصه : ناگهانى . ( م ) ( 592 ) . حدود شانزده سطر عبارت متكلف آراسته به شعر در ارتباط با مهمانىها و جشن‌ها در اينجا كنار گذاشته شد . - راس [ توضيح مترجم انگليسى كه از « گماشتگان تا . . . هر روز گنجى تهى » را حذف كرده است . ( م ) ] ( 593 ) . در اينجا سه عبارت مسجع حذف شده است . - راس [ توضيح مترجم انگليسى . ( م ) ] ( 594 ) . اين عبارت كه در يك شعر رباعى آمده ، شامل اين كلمات است : - با دولت ميرزا حيدر - 923 [ 1517 ] . - راس [ توضيح مترجم انگليسى كه شعر مذكور را حذف كرده است . ( م ) ] ( 595 ) . يعنى تابستان 924 يا 1518 ميلادى . ( 596 ) . تمامى اين نام‌ها به استثناى پرواز ، به سادگى قابل شناسايى است . در نگاه اول چنين به نظر مىرسد كه پرواز به جاى درواز آمده باشد و به گمان من همين ناحيه مورد نظر بوده است ، اما در هيچ يك از نسخ نمىتوان حرف اول را « د » خواند . نسخه تركى كه معمولا در ارتباط با اسامى ، كاملتر و بيشتر مورد اعتماد است ، مخصوصا حرف اول را نقطه‌گذارى كرده و به صورت « پ » خوانده مىشود . با وجود اين معتقدم كه پرواز ترجمه نادرستى از يك كلمه مشهور است . جاهاى ديگرى نيز به همين نام وجود دارد كه همه بر دروازه دلالت مىكنند و همه گونه احتمال هست تا زمان‌هاى اخير ، آن جزو هزاره ( يا ناحيه كوهستانى ) بدخشان ، معادل نواحى متعدد و خان و شيغنان و غيره بوده است . غوند و شيوه در تمام نقشه‌ها ثابت شده ؛ پسار قسمت علياى روشان است كه در روستاى تاش قورغان يا سوناب واقع در برتنگ در آنجا قرار گرفته ؛ يرخ يا يروخ روستايى كوچك و ناحيه‌ايست در قسمت سفلاى روشان نزديك مرز درواز . پريان در مجاورت جارم ) mraj ( در بدخشان را شايد بتوان پرواز خواند . اما اين محل در مسيرى كه مؤلف صراحتا به آن اشاره مىكند قرار ندارد . ( 597 ) . يعنى مردم درازو خان ، مير بيگ محمد را غفلتا كشتند . در ترجمه انگليسى اشتباها چنين آورده : مردم درازو خان آنجا را به عنف تصرف كرده و توصل به ميرزا خان جستند . ( م ) ( 598 ) . سه جمله آخرى مبهم است و در نسخ متعدد تا حدودى متفاوت خوانده مىشود ؛ اما به عقيده من عبارت ، درست ترجمه شده است . نام درازوخان برايم تازگى دارد : مىدانم كه نه نام محلى است و نه در هيچ كتاب و سند قديمى نامى از آن به ميان آمده است . ظاهرا از گويش برخى فارسى زبانان يا غلچه ( غير تركى ) سرچشمه مىگيرد . به احتمال زياد در اصل مختص محل جغرافيايى بوده و امروزه منسوخ شده است . همچنين مىتوان گفت با توجه به دو سيلابى بودن ، اين اسم ارتباطى به كلمه دره ندارد : تلفظ دره به گونه‌اى ديگر است . گمان مىكنم منظور از اين عبارت ، درازيه و خان يا درازوخان بوده و بر دره باريك طولانى قسمت علياى پنجاب دلالت داشته كه امروزه ساريغ چوبان يا سرحد ناميده مىشود . كلمه تنگه به معناى « باريكه » يا « محل تنگ » به كار مىرود و گاهى به جاى « بلند » يا « فلات » از كلمه بالاى استفاده مىكنند . بنابراين به اعتقاد من كاملا ممكن است كه در زبان محاوره‌اى مردم كه اسم را مخفف مىكنند و با توجه به مقاصد عملى